محمد صادق على خان

63

مخازن التعليم ( فارسى )

مگر آنكه عرض اقوى بود مانند قولنج پس اول درد را تسكين كن بعد از ان علاج سدّه كن منزل دوم در ادويه و اغذيه مفرده و آن بر يك ميل و دو رفيق شامل است ميل بدانكه نزد اطبا دواى مفرد آن را گويند كه تركيب صناعى درو نباشد رفيق اوّل در احكام ادويه مفرده اما كلام كلى در اغذيه پس بيان آن در بحث ماكول و مشروب گذشت و آن دو طريق است طريق اوّل كلام كلى در ادويه و آن چهار فرسخ است فرسخ اوّل در بيان درجه ادويه بدانكه تاثير دوا در مزاج معتدل به چهار درجه انحصار دارد چه هرچه به قدر مقدار شربت بعد از ورود شدن به بدن معتدل و متغير گرديدن اوّلا از كيفيت بدنى اگر بدن ثانيا تغير محسوس از اثر او نيابد و از تكرار و زيادتى مقدار اثر او ظاهر نشود آن را معتدل گويند و اگر تغير غير محسوس دهد و از تكرار و زيادتى مقدار تغير خفى محسوس شود آن را درجه اول نامند و اگر تغير محسوس غير مفرط سازد آن را درجهء ثانى و اگر تغير مفرط غير مفسد نمايد يعنى به حد هلاك نرساند آن را درجهء ثالث و اگر تغير مفسد دهد يعنى به حد هلاك رساند آن را درجه رابع و آن را دواى سمى هم خوانند و هريكى ازين درجات را پهنى مىباشد كه آن را اول و اوسط و آخر درجه خوانند و در تعريف معتدل قيد تكرار و زيادتى مقدار از ان جهت ساختيم كه تا فرق شود در ميان معتدل و درجه اول چه در معتدل از تكرار و زيادتى مقدار اثر او ظاهر نمىشود بخلاف درجه اول فرسخ دوم بدانكه مخفى نماند كه هر دوا دو مزاج دارد يكى آنكه از تفاعل عناصر كيفيتى ميانه در ان پديد آيد كه متشابه باشد بعناصر و آن را مزاج اوّلى گويند مثال بودن دوا معتدل يا حار يا بارد يا رطب يا يابس مفرده باشد يا مركبه